صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
297
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
از افق پايينتر است ، اشياى بايگانى شده در آن ، يعنى تصاوير حسىاى را كه از ديدنيها و شنيدنيها به واسطهء حواس كسب كرده ، مورد دقّت قرار مىدهد ؛ اينها پراكندهاند و نظامى ندارند ، و در آنها بيم دادن به چيزى نيست و چه بسا اين تصويرها بيهوده با هم تركيب شده باشند ؛ چنان كه انسان فراموشكار يا بىهدف كارهايى را انجام دهد كه قصد و غرضى از آن ندارد . مانند حرص و آز و شر ، به اطراف و اشياى پيرامون آن كه هيچ فايدهاى ندارند . اين رؤيا قابل تأويل نيست ؛ بلكه اوهام است . » ابن مسكويه از قرنها پيش ، در تفسير رؤيا از صاحبنظران غرب و شرق سبقت گرفته است و به جمع علل مادّى و معنوى آن پرداخته و انديشمندى از جهان عرب و اسلام نيست كه بهرهاى كم يا زياد در تأويل رؤيا و بحث در عوامل آن نداشته باشد . در اين جا نمىتوان به آنچه كه گفتهاند ، بپردازيم و يا آن را خلاصه و بررسى كنيم . تنها به ضرورت بازگشت به دو تن از بزرگان آن ، يعنى ابن سينا از فيلسوفان در اشارات و تنبيهات و شفا . و شيخ اكبر ابن عربى از بزرگان تصوف در كتابهاى الفصوص - فص يوسفى و الفتوحات المكيّه ، اشاره مىكنيم . همچنين نمىتوان از مقام آشكار سهروردى در كتاب التلويحات و حكمة الاشراق چشم بپوشيم . خوب است اينجا اشاره كنيم كه عقل يونانى به اصول اوّليّه در تفسير و دانش رؤيا روشنگرى داشته است . در اين جا به بيان متن « أرطامدورس أفسى » از كتاب تعبير رؤيا بسنده مىكنيم كه مىگويد : « اين جنبههايى كه ذكر كرديم ، برخى از جانب بدن است و برخى از جانب نفس و برخى از جانب نفس و بدن هر دو ؛ مثلا هر گاه انسان عاشق باشد گويى كسى را كه دوستش دارد مىبيند و هر گاه مريض باشد ، گويى كسى را كه معالجهاش مىكند مىبيند و يا با پزشكان معاشرت مىكند ؛ اين آثار مشترك نفس و بدن است . من معتقدم ، هرگاه انسان ببيند كه گويى مىخورد و مىآشامد ، اين آثار خاصّ بدن است ، چنان كه از آثار خاصّ نفس آن است كه انسان در خواب شاد يا غمگين مىشود . از آنچه كه گفتيم روشن مىگردد كه آثار منسوب به نفس ، برخى در خواب ديده مىشود كه به سبب كمبود چيزى است كه به آن نياز دارد و برخى به سبب چيزى است كه به آن نياز ندارد . و آثار منسوب به نفس ، برخى از آنها را انسان به سبب ترس از چيزى مىبيند و برخى را به سبب علاقهء به آن . » شايد مفيد باشد مختصرى از سخن علّامه طباطبايى را در باب رؤيا بياوريم ؛ از جمله